X
تبلیغات
رایتل

اینجا لجمن است

به حال خودمان می خندم !

بلند بلند می خندم عالم بداند ما در برابر آنها کم نمی آوریم که گریه کنیم . ما در برابر کل دنیا ایستادیم و هیچ گریه نکردیم . هیچ نترسیدیم که گریه کنیم . ترسو ابتدا می ترسد سپس می گرید . دشمنان ما خوب می دانند که ما مرد مردیم و از مردن نمی ترسیم و به جای گریه به صورت مرگ می خندیم . این را داخلی ها هم خوب می دانند این روزها کار ما با این آقایان بصیرت باز به گریه که نه به خنده افتاده . ابتدا حسین قدیانی را احضار می کنند ، و خودشان هم در چرایی این کارشان می مانند . سپس هر کس را هم که بخواهد به این کارشان اعتراض و یا انتقادی کند ...

ادامه مطلب

فیلترینگ قطعه 26 تقصیر هیچکس نیست !!!

خدا یا ما را در راه خودت 26 قطعه کن . و هرقطعه ما را در 26 وبلاگ و برای هر وبلاگی 26 کامنت بگذار، تا همه ی عالم و آدم بدانند ما از مرگ نمی ترسیم تا اماممان حسین است . امام می گفت : ما را از تحریم اقتصادی نترسانید که ما ملت رمضانیم . خدایا این چه امتحانی است که ما را بدان می آزمایی ؟ . فتنه گران را به جانمان انداختی ، له شان کردیم . آمریکا و اسرائیل را هم که فعلا به غلط کردن انداخته ایم . بعثی ها را هم که همین دست قدرت تو بود که از آستین ما بیرون آمد و سیلی محکمی در گوششان خورد . اداره های جمهوری اسلامی را حالا به جان اراده های پولادین انقلاب اسلامی انداخته ای . این چه امتحانی است که ما را بدان می آزمایی ؟ تو صاحب اختیار مایی ما حرفی برای گفتن نداریم هر کاری دوست داری انجام بده . و این بار هم که به وعده های تو اعتقاد داریم و مطمئنیم که پیروزی با ماست . چون تو با مایی . قوه ی محترم قضاییه خیال کرده می تواند با فیلتر کردن ما را از صحنه خارج کند . نمی تواند . هر کشتنی که پیروزی نیست . این درسی است که از عاشورا گرفته ایم . نامه ی حسین قدیانی می خواهد در این فضا پخش شود . تقصیر هیچ کس نیست . آقای لاریجانی (عالم بزرگوار جوان ) در مقابل اراده ی الهی که نمی شود ایستاد . همان هایی که با فوت کردن نتوانستند نور خدا را تا امروز خاموش کنند مطمئن باشند با فیلترینگ هم نخواهند توانست . آه دل همه ی مردم حزب الله ایران ، روبروی رکن یمانی کعبه ، با قلم داداش حسین بر کاغذ جاری شد و شد نامه ای برای شما . خدا نکرده فحش و ناسزا که نداده ایم به شما یا برادرتان . درد دلی بود که طاقت شنیدنش را نداشتید . در درگیری های دو طرفه همیشه فردی که زودتر عصبانی می شود ، زودتر هم می بازد . آشنا به این قاعده که هستید الحمدلله . پس به اعصاب خودتان مسلط باشید و سعی نکنید با تندروی های امروز ، کندروی های دیروزتان را جبران کنید . سر تفنگ را اشتباه گرفته اید ما خودی هستیم . و باز هم عجیب این روزها یاد سید شهیدان اهل قلم طنین افکنده در فضای مجازی قلبمان که می فرمود : "در جمهوری اسلامی همه آزادند الا بچه حزب الله ها " .

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم

از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبیم

انگار خدا خواست که دلتنگ بمیریم

بکشید ما را ، فضای مجازی هم برای پاک شدنش خون می خواهد . بکشید ما را .

قطعه ۲۶ نباشد ، تن من مباد

آقایان از چی ترسیدند . آقایان ، برادران از کی می ترسید . زورتان به چه کسی می رسد . لازم نیست به ما ثابت کنید ، انتهای قدرتتان را . ما شما را خوب می شناسیم . کوتاهی های 20 ساله ی شما بود که فتنه عظیم و پیچیده ای را رقم زد که کشور اسلامی ما را یکسال معطل خودش کرد و هنوز هم که هنوز است غبار آن کامل نخوابیده و اگر نبود این ماه پاره ی علوی تبار ، معلوم نبود 2500 ماهواره یزیدیان دیار غرب چه بر سر من و شما می آوردند . قطعه 26 را که نویسنده اش فرزند شهید است ، نام وبلاگش به نام گلزار شهداست ، خوانندگانش ستاره های همیشه فروزان حضرت ماه ، امام خامنه ای هستند و دشمنانش فتنه گران و آشوبگران عاشورای 88 هستند را با چه رویی فیلتر می کنید . شما ثابت کردید به عالم این جمله ی شهید مظلوم ما سیدمرتضی آوینی را که می فرمود در این کشور همه آزادند الا بچه حزب اللهی ها . فریاد ما را اگر بخواهید خاموش کنید ، که صد البته نمی توانید ، شکی نداشته باشید که فریادهای فتنه گران دوباره بر سر شما و سیاست هایتان بلند خواهد شد . اگر امروز فتنه گران و مردان خداجوی میر حسین (بخوانید میر یزید ) دم بر نمی آورند و مثل موش در لانه هایشان فرو رفته اند ، شک نکنید که بخاطر همین سو سو زدن های امثال داداش حسین قدیانی هست که ستاره وار از ماه حمایت می کند و در غیاب خورشید علم حضرت ماه را در آسمان مجازی عالم برافراشته است . یادش بخیر آوینی راست می گفت : نه عجب که در دیار کوران خورشید را دشنام داده و تاریکی را پرستش نمایند . چشمتان را به حقیقت بسته اید و خیال می کنید راه را درست می روید . راستی از کدام حرف قدیانی بدتان آمده است که این طور رفتار می کنید . از این که او فرزند شهید است و نمی خواهد نام فتنه گر عاشورا در بین خانواده های شهدا باشد . یا از اینکه او فرزند این ملت و آب و خاک است و علیه آن مرجع تقلید بی بی سی و آن مجتهد جامع التجاوز مطلب می گذارد . از چه ناراحتید . از اینکه به یک عده گوسفند صفت گفته : غلط کردید بی شمارید . یا از اینکه به مجرم بزرگ انتخابات لقب میر یزید داده است . از چه می ترسید . از این می ترسید که این جملات ساده و صمیمی که از اعماق دل یک جوان ایرانی برخاسته آتش فتنه ی دیگری باشد . پس چرا اولین کسی که نامه سرگشاده نوشت و با بی ادبی هرچه تمام تر به رهبر عزیز تر از جانمان هشدار داد که من دود فتنه را که در هوا پراکنده است را می بینم . شما از پدر پسر فراری می ترسید یا از خود فراری . شما از خاتمی عیاش می ترسید یا از دفتر دارش که گفته بود : شما دست دادن های خاتمی را دیده اید ، بقیه را ندیده اید . شما طرفدار کدام حزب و جناحی هستید . طرفدار آن آقایی هستید که در ایام انتخابات از ترس فرو ریختن ستون های نظام آنقدر پرسه در مه زد تا لقب خواص بی بصیرت گرفت . یا طرفدار پسر نویسنده کتاب حماسه حسینی هستید که در مجلس فحاشی می کند . شما اهل کدام کشورید . شک ندارم که ایرانی هستید ، اما ریشه تان به کوفه می رسد . همان مردمانی که راضی شدند به بریده شدن سر پسر رسول خدا و دم بر نیاوردند . اصلا شما می دانید که در عاشورای 88 یکبار دیگر حسین شهید شد . و این حسین است که اسلام را زنده نگه می دارد . نه شما با این فیلترینگ اشتباهتان . این حسین بود که دوباره وقتی دید اسلام و انقلاب اسلامی در خطر است از آبروی خودش و دختران و بچه هایش گذشت و اجازه داد تا فتنه گران عاشورای سال 61 هجری را تکرار کنند تا مگر بفهمند . و مگر این چنین نشد و مگر مردم سه روز بعد از عاشورا قیام نکردند و مگر مردم شعارهای صریحی ندادند و مگر حضرت ماه ، امام خامنه ای از این حرکت مردم تجلیل نکردند و مگر غیر از این بود که آقا به شعارهای 9 دی گیر نداده اند و حرفی نزدند . و مگر سکوت نشانه ی رضا نیست . راستی شما کجای این غائله اید . شما به جای اینکه فلانفای منافق را فیلتر کنید دوبار شمشیر برداشتید و به جان قطعه 26 افتادید . باشد هرکاری دوست دارید بکنید ولی بترسید از خشم عاشورایی ما و بترسید از آن لحظه ای که فرمان جهادمان دهند آن موقع ماییم و تیغ و حلقوم شما . انشاء الله . بکشید ما را ، زنده تر خواهیم شد .

گریه بر هر درد بی درمان دواست !

قطره ی آبی از کناره های دلت بر می خیزد و آرام ، آرام بالا می آید و از دو چشمان ناز خمارآلوده ات می چکد . آرامش غریبانه ای به تو می بخشد این آب گرم و زلالی که نمی دانی از کجاست و نامش را اشک می گذاری . عجیب شانه هایت را تکان می دهند این قطراتی که از دلت بر می خیزند و از چشمانت می چکند . عجب صدای ناز هق هقی به تو می بخشد این رودخانه ی میان چشم و دلت !
خدا حافظ دنیا . من می روم در این رودخانه ی زلال شستشویی کنم .


(بیش از این نمی توانم ،  ادامه اش را تو بگو )



از زبان شما‌:

از مصطفی شاهمردی (غلام) تشکر می کنیم به خاطر ارسال این شعر :

صحرای کربلاست غمت را گزارشگر
از شرحه های خون دلت می کند باور
تلخی درد ندارد به صبر تو کاری
وقتی خبر رسید که رفتند دو گل نوبر
وقتی خبر رسید.تو ماندی درون خیام
داری تو شرم ز روی علی اکبر
اما امان امان از دل خونت
تنها شدی به خدا در میان این لشگر
وقتی به گوش نیامد صدای شیون ها
یعنی ز هوش رفته غریبانه یک خواهر
از لرزش صدای تو باید حدیث خواند
شاید نمی رود از یاد قصه ی خنجر


دوست خوبمون مجتب سئوالی مطرح کرده :

سلام
اگه گریه بر هردرد بی درمان داواست پس چرا هروقت داداش کوچولوم گریه میکنه مامانم میگه گریه نکن ؟

سوال دوم پس این وسط خنده چی کاره است؟ها....

و این هم جواب لجمن به آقا مجتب :

اتفاقا همین مثالی هم که زده ای تصدیق می کند که گریه بر هر درد بی درمان دواست . چرا که اگر بچه کوچک همین گریه را نداشته باشد به هیچ طریق دیگری نمی تواند درخواست هایش را به والدین خود منتقل کند . راستی یه سئوال دارم : چرا بچه ها برای انتقال درخواست هایشان به جای گریه نمی خندند ؟؟؟!!!!
خودم جوابش را می دم : هرکس می خنده معلومه مشکلی نداره . تنها کسانی که احساس درد و مشکلی می کنند گریه می کنند . پس اگه فکر می کنی درد خاصی نداری راحت باش و بخند !!!

استاد گرامی آقای امیرعباس صاحب وبلاگ نامحرمانه هم قدم رنجه فرموده اند :
سلام برادر
بارها در جمع های مختلف همین نکته را عرض کرده ام و به تحریف شعر مولوی (گریه بر هر درد بی درمان دواست) اشاره کرده ام که در این دوره اهل ادب و هنر غیر دینی آن را به «خنده بر هر ...» تغییر داده اند توجه داده ام.
خنده فقط برای افسردگی حاد روحی روانی دواست و این گریه است که جان ها و اندیشه ها را تعالی می بخشد.
دعا بفرمایید.

اتمام حجت با چشمانم

ای دو چشمان زیبایم که شما را بیشتر از دست و پاهایم دوست دارم امشب که شب اول محرم است با شما اتمام حجت می کنم که اگر این دهه را نبارید لازمتان ندارم . من شما را برای گریه بر حسین لازم دارم .  این را گفتم تا حساب کار دست اعضای دیگر بدنم بیاید . 

همین !

آثار عشق ورزی به خاندان هاشمی

بدون شرح



گناهش هم گردن روانشناس ها !
بعد التحریر : لینک این عکس را عوض کردم ، بلاگ اسکای جان ، اما تو مواظب کارات باش !!!!!

سفرنامه مشهد هم آمد

طبق قولی که به همه ی دوستان داده بودم ، روبروی ضریح امام رئوف که رسیدم بچه های لجمن جزء اولین کسانی بودند که به ذهنم آمدند و دعای شدیدی در حق شان کردم . همچنین که قول داده بودم سفرنامه مشهدم را تنظیم کنم ، به قولم عمل کردم و این پست به همین منظور است . شاید با همه سفرنامه هایی که تا بحال دیده اید فرق بکند . حتماً نظرات سازنده تان را مثل همیشه به گوش جان خریدار خواهم بود .   

 

1- دعوت

یکشنبه 23 آبان ساعت 10 شب بایکی از دوستان مشهدیت تماس بگیری و بگویی : حالا که می روی اطراف حرم به امام رئوف بگو بدبخت ، بیچاره های امت را هم دعوت کند و دوشنبه 24 آبان ساعت 10 شب به شما زنگ بزنند و بگویند : مشهد می روی و تو هم که خیلی وقت است مشرف نشده ای به سرعت جواب مثبت بدهی و پنج شنبه 27 آبان در حرمش نشسته باشی و سفرنامه ی مشهدت را بنویسی چیزی به جز دعوت می تواند باشد ؟ 

2- پول صدقه

صالح خلیلی همان دوستی که در اتوبوس آمد کنارم نشست و در همان لحظه ی اول چنان ارتباطی برقرار کرد که پول صدقه ی ما را هم حساب کرد ! 

3- چه خبر

اکثر کسانی که در اتوبوس کنار هم می نشینند همدیگر را نمی شناسند . به جز من و 8 نفر دیگر بقیه شان فرهنگی هستند و از نواحی آموزش و پرورش اعزام شده اند که دوستیشان با جمله ی "چه خبر" آغاز می شود و اکثراً به اخباری از عالم سیاست ختم می شود . 

4- دخالت سیاسی

هر کس هر حرف و تحلیل سیاسی که بلد است می گوید و تقریباً کسی نیست که هیچ حرفی برای گفتن نداشته باشد . اما در این میان پسرک جوانی هست ، که به ظاهر از دیگران بیشتر اطلاعات روز دارد ، شروع کرده به تخریب چهره ی اشخاص سیاسی از آقای الف ، ها ، را گرفته تا آیت الله واو ، خا . و کسی را از دم تیغ حرف هایش سالم نمی گذراند . و تو هم که یک لحظه فراموش می کنی که قرار است در این سفر گمنام بمانی یک دخالت سیاسی در بحث اش می کنی و به اندازه ی یک متر برجکش را می آوری پایین تا دیگر چنین تحلیل های غلطی ارائه نکند و دوباره به گمنامی ات ادامه می دهی . 

5- یاسین  

بعد از نیم ساعت تمام که شام خوردنش طول می کشد از همه ی مسافران حاضر در اتوبوس می خواهد که ساکت باشند تا برای سلامتی در این سفر سوره یاسین را از حفظ بخواند . صدا و حرکات دستش بیشتر شبیه مداحان است تا قاریان قرآن . نفس که می گیرد انگار می خواهد در استخر زیر آبی برود و به هر آیه بیشتر از یک نفس خرج نمی کند . یاسین اش به اندازه ی نصف شام خوردنش طول می کشد . نمی دانم چرا بعضی از کلماتی را که می خواند من هرچه می گردم در قرآن نیست و خدا به خیر بگذراند قبل از اینکه صدق الله را بگوید دو آیه را جا انداخته است . 

6- فیلم

مسافران که حالا اخبار سیاسی شان ته کشیده است از راننده می خواهند تا فیلمی بیندازد تا عیش کامل شود و چه انسانهای کم توقعی هستند فیلم هایی درخواست می کنند که بعید می دانم در هیچ اتوبوسی در عالم پیدا شود : از کرخه تا راین – آژانس شیشه ای –ملا قلی پور – حاتمی کیا - اخراجی های 4 ! و این آخری را حتماً شوخی می کردند وگرنه بعید است اطلاعاتشان تا به این اندازه پایین باشد و راننده هم با این جمله که فیلم های من به درد شما نمی خورد خم می شود و یکی از سی دی ها را درون دستگاهش قرار می دهد . اسم فیلم را نمی دانم چه بود ولی هرچه بود واقعاً به درد آن جمع نمی خورد . 

7- خواب

انواع خواب در اتوبوس عبارت هستند از : 1- خواب سه گوش که باید زانوهایت در شکمت قفل شوند 2- خواب پادرد که باید 4 زانو بنشینی و به جلو خیره شوی 3- خواب دراز کش که باید پتو داشته باشی و از کف اتوبوس و بوی جوراب ها فیض ببری 4- خواب زلزله که باید سرت را به شیشه بغل بچسبانی 5- خواب راحت که البته این مورد وجود ندارد ! 

8- پله برقی

من در اینجا به یکی دیگر از فواید پله برقی پی بردم و آن هم اثر بهداشتی پله برقی است که تو را به سرویس های بهداشتی حرم راهنمایی می کند ! 

9- نگاه اول

نگاه اول با گوشه ی چشم است و با پهنای صورت خیس که به یک گنبد زرد خدایی خیره هستی . السلام علیک یا علی بن موسی الرضا  

10- همسفران ما

با دو نفر هم اطاقی هستیم اینجا ، یکی شان همان است که در دیدار اول پول صدقه ی ما را حساب کرد ، قیافه اش 3 سال بزرگتر از من نشان می دهد ولی دو سال هم کوچکتر است . طلبه ی سال نهم حوزه قم است و برای خودش یک رند به تمام معناست . حرکاتش مرا یاد اشعار حافظ می اندازد . منتها الیه تواضع است . دوست دیگرمان 8 سال از ما بزرگتر است و چهره اش فرد پخته ای نشان می دهد که واقعاٌ هم همینطور هست . بقیه ی دوستان که در اطاق های دیگر هستند از معلمان و معاونان آموزش و پرورش هستند که برای شناختن اخلاقشان باید جلال زنده شود و جلد دوم "مدیر مدرسه" را بنویسد . اخلاق شان دقیقاً نشان می دهد که چگونه کمال همنشین در اینها اثر کرده و رفتارشان شبیه دانش آموزان راهنمایی شده است . احسنت باید گفت به این دانش آموزانی که چنین معلمانی تربیت کرده اند ! 

11- عطار

دو پسر مومن و مذهبی که فقط یکی شان سید بود ، ما را نیم ساعت تمام در مغازه عطر فروشی شان نگه می دارند در خیابان طبرسی . هر سئوالی که ازشان می پرسی هزینه ی جوابش ده صلوات است برای سلامتی امام زمان به همراه تسبیحی که خودشان همان لحظه ی اول برای نمک گیر شدن داده اند . جالب تر از همه این بود که آنها جنس فروخته شده را با لبخند پس می گرفتند !نمی دانم چند تا صلوات فرستادیم اما جمعاً 15 سئوال از دو پسر مومن و مذهبی که فقط یکی شان سید بود ، پرسیدیم .  

12- دوش در حلقه ی ما

یکی از دوستان همسایه را در مسجد گوهرشاد دیدم و بعد از احوالپرسی گفت که چطور با وجود مضیقه ی مالی در زندگی اش ، وقتی از امام رئوف درخواست زیارت کرده است ، در طول دو ماه اخیر این سومین بارش است که به زیارت می آید و من هم قصه ی دعوت شدنم را برایش گفتم و باگوشه ی چشم به یک گنبد زرد نیم نگاهی کردم و زمزمه کردم که : دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی توبود ... تا دل شب سخن از سلسله ی موی تو بود . 

13- سئوال

فرزند یکی از دوستان تماس گرفته بود و از پدرش می پرسید که کرم خاکی چطور نفس می کشد . واقعاً احسنت باید گفت به این معلمانی که همه ی همت شان ارتقاء سطح فکری بچه های مردم هست . و پدر این بچه بی درنگ گفت : خب بابا جان کرم خاکی هم مثل ماهی که به جای شُش ، آب شُش دارد ، خاک شُش دارد دیگر !  

14- چشم

به سوی حرمش می آیی . به ضریحش چشم می دوزی و چشم از دنیا به سمت مرقدش می بندی . دعایی می کنی . نجوایی می گویی . لحظه ای چشمت را باز می کنی که وقت وداع است .  

15- وداع

آرامش خاطر زائران ، امید دل نا امیدان ، تمام آرزوی مشتاقان ، انیس شبهای عارفان ، انتهای درخواست عاشقان ، امام رئوف و مهربان ، خدا نگهدار . وداع دشوار است و بار سنگینی آن را فقط عاشقان در عالم دریافته اند . آمد به سرم از آنچه می ترسیدم . وداع دشوار است وقتی می خواهی فرسنگ ها از محبوبت فاصله بگیری . خرده نگیرید به این حرف و نگویید که بُعد منزل نبود در سفر روحانی ، خودتان می دانید که شنیدن مثل دیدن نیست . وداع با شما دشوار است عزیز دلم که همه چیز ما در این دنیای خاکی هستید و من چقدر دنیا دوست می شوم وقتی خاکش خاک حریم شما و زمانش زمان دیدارتان می شود .  

16- درِ گوشی

تو صدای جواب سلام امام را به گوش ما نمی رسانی تا ما با مناجاتش لذت ببریم "وَ فَتَحتَ بابَ فَهمی بِلَذیذِ مُناجاتِهِم" . مناجات هم که یعنی درِ گوشی صحبت کردن . حال که چنین است درِ گوشت می گویم کسی نشنود ، آقا جان ... 

17- بند کفش

فرمودید حتی بند کفشتان را هم از ما بخواهید . آقا جان بچه که نیستم بازی کنم . من بند کفش دارم به من علم و تقوایی بدهید تا به ریسمان الهی شما چنگ بزنم . بنده خوبی باشم . حرف گوش کن . بند کفش قبلاً داده اید ! 

18- دنیا

دنیا بزرگ است . دنیای بزرگ برای دنیاخواهان بماند . به ما از دنیا چیزی اگر می خواهی بدهی همین یک گوشه اش را بده که از فاصله ده متری شبکه های ضریحش پیداست . چیز زیادی که نمی خواهم بقیه ی دنیا ارزانی دنیا خواهان . قصر فردوس به پاداش عمل می بخشند ... ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را بس . 

19- ساعت مچی

این بهترین ساعت مچی هست که در عمرم به دستم بسته ام . ولی تا به حال اینقدر از این ساعت بدم نیامده بود ، که دارد لحظه ی وداع را نشان می دهد . 30 آبان 89 ساعت 6 صبح . 

20- اذن وداع

چگونه دعای وداع بخوانم من که هر روز با اذن دخول حرمت صفا می کردم . شما که هر روز اذن ورود به حرم به من داده اید می شود اذن وداع ندهید . چگونه بخوانم "اللهم لا تجعله آخر العهد من زیارتی" . 

21- آغوش

اشک چشم نیست که باران رحمت الهی است که به بندگان خاص اش عطا می کند . در آغوش می کشی که ساکتم کنی . باشد خموش می شوم . فراق هرچه بامن کند سزاوارام ...چراکه قدر وصال تورا ندانستم