X
تبلیغات
رایتل

اینجا لجمن است

یک مرد

اول این شعر زیبا را که سروده ی دوست خوبمان مصطفی شاهمردی است را به مناسبت 13 رجب تقدیم می کنم :

امشب قصیده های دلم در کلام ماند
دستی به روی سینه برای سلام ماند


از بس که آبروی دلم ریخت در نجف
امشب زیارت حرمت نا تمام ماند


... و اما مطلب آن مرد :


شنوندگان عزیز توجه فرمایید
شنوندگان عزیز توجه فرمایید
صدایی که هم اکنون می شنوید ، صدای آژیر قرمز و یا علامت خطر نیست . این صدای امت حزب الله ایران است در جمهوری اسلامی . حکومتی که قانون اساسی آن را سیصد هزار شهید امضاء کرده اند . اما این ماییم که ایستاده ایم و می گوییم  ، "اگر رسم مردانگی چنین است که سر بریده ی مردان خدا را به روسپیان هدیه برند ، ای دنیا این تو و این سر ما" (سید مرتضی). فرزاد فروزش خوشا به حالت که خط شکن شدی برادر .


به این بهانه ، بخوانید ، بگریید !
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=9003170003
و به این بهانه :
http://2-7.blogfa.com/post-400.aspx

من غلام قمرم

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفت
آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو



گفتم این روی فرشته​ست عجب یا بشر است
گفت این غیر فرشته​ست و بشر هیچ مگو


.
.
.

شعر زیبای دوست عزیزمان مصطفی شاهمردی به مناسبت رحلت امام

آشنایی ز آرزوی غریب
رفت و آرزوی او شد گم
مرد گرمای آسمان آخر
رفت روی دوش این مردم
.
.
.
بخوانید داستان زیبا و آموزنده ی زیر را

رئیس جمهور آمریکا آمده !؟


پایان ترم است و داستانی دارد برای خودش جزوه های دانشجویی و بنده هم که از این قاعده بی بهره نیستم دو روز قبل جهت رونوشت از جزوه ی دوستان دیگر همکلاسی به عکاسی خیابان خودمان رفته بودم . از روی آنکه جزوات زیاد بودند و وقت زیادی هم از من گرفته شد در حین رونوشت گیری اتفاق جالبی افتاد . مرد جوانی با عجله وارد عکاسی شد و از صاحب مغازه ، که سنی حدوداً 50 سال را حداقل داشت ، خواست تا از روی شناسنامه و کارت ملی او هم رونوشت تهیه شود . عکاس هم با پرخاش به مرد و با اشاره دست به سمت من گفت : مگر نمی بینی این آقا از شما زودتر آمده . صبر کن چند لحظه دو نفر دیگر هم در صف هستند . اما مرد که رونوشت ها را برای بیمارستان تهیه می کرد و عجله ی زیادی هم داشت با اصرار از او خواست تا کارش کمی زودتر انجام شود . عکاس 50 ساله ی قصه ی ما این کار را کرد اما بعد از رفتن مرد جوان رو به ما گفت : یارو همچین حرف می زند که انگار رئیس جمهور آمریکا آمده !؟ این جمله ی عکاس مرا به فکر فرو برد و با خودم گفتم عجب مرد بی معرفتی است که این حرف را می زند ؛ رهبر انقلاب خودمان را رها کرده و چسبیده به رئیس جمهور آمریکا . مگر در ذهن این مرد رئیس جمهور آمریکا با ارزش تر از رهبر عزیز خودمان است و هزاران هزار فکر دیگر ... . اما کمی که به چهره ی او و سن از 40 بیشتر او! نظاره کردم به او حق دادم که این حرف را بزند . چرا که ایشان از مرمان نسل اول انقلاب ما هست که دوران حکومت ستم شاهی و تسلط آمریکا بر این مملکت را دیده و این حرفی که زد نیز حتماً از دوران جوانی در ذهن دارد که آن روزها به هر دیکتاتور و زورگویی که می رسیدند و عملاً نمی توانستند جوابش را بدهند پشت سرش می گفتد : انگار رئیس جمهور آمریکا آمده و ... . مگر در طول تاریخ ضرب المثل ها چگونه ساخته می شوند . همه ی ضرب المثل ها وجه تسمیه خاصی دارند که با اتفاق افتادن پیشامد خاصی سخن معروف آن داستان به مثل تبدیل شده است . مهم این است که هر ضرب المثلی اشاره به یک داستان قدیمی و البته واقعی دارد که روزی اتفاق افتاده است . دیکتاتوری آمریکا و حکومت ستم شاهی رژیم طاغوت نیز این مثل را در ذهن 50 ساله های دوران ما تداعی می کند و آن عکاس هم حق داشت که به جای رهبر عزیز خودمان و امام بزرگوارمان رئیس جمهور دیکتاتور آمریکا را مثال بزند . این خود دلیل محکمی بر این جمله ی امام است که فرمود : ولایت فقیه ضد دیکتاتوری است . این جمله ی ناب را ما با چشم خودمان در همین چندسال اخیر مشاهده کردیم که چگونه خامنه ای عزیز در سال 88 از رأی 40 میلیونی ، تأکید می کنم رأی 40 میلیونی ، ما دفاع کرد و اجازه نداد انقلاب اسلامی ما دست زیاده خواهانی بیفتد که از جمهوری اسلامی ، جمهوری ایرانی بسازند و در روز قدس روزه خواری را باب کنند و انحرافاتی در شعار همیشگی ما یعنی مرگ بر آمریکا ایجاد کنند در 13 آبان و خیمه ی عباس را به آتش بکشند ! و همچنین باز این خامنه ای عزیز بود که در همین قضایای اخیر و عزل و نصب مجدد وزیر اطلاعات به ما قول داد که تا زنده هست اجازه ندهد انحرافی در مسیر حرکت این ملت پیش آید . زیبا فرمود امام عزیز و بزرگوار ما که ولایت فقیه ضد دیکتاتوری است . و به صورت کلی ولایت فقیه ضد دیکتاتوری و ضد هر انحرافی است . انحراف طلبان داخل بدنه ی اجرایی کشور! خیال خام نکنند که عِرض خود می برند و زحمت ما می دارند . تا خامنه ای هست ما اهل کوفه نیستیم و تا ولایت فقیه است ما هستیم و تا همیشه دست خدا بر سر ماست خامنه ای رهبر ماست .

همه ی اعتماد احمدی نژاد

سایت ویکی پدیا که یک سایت دانشنامه ی آزاد جهانی است از همه ی اعتماد آقای رئیس جمهور به اسفندیار رحیم مشایی می نویسد . با این توصیف بی اختیار یاد جمله ی حدادیان افتادم که می گفت : کجای دنیا به یک میرزا بنویس اینقدر مسئولیت می دهند ؟!


ببینید این عکس را و قضاوت کنید


از قدیم گفته اند :

خوش تر آن باشد که سر دلبران ... گفته آید در حدیث دیگران !

فتح ارزش های اسلامی

"خرمشهر را خدا آزاد کرد" و این یعنی اینکه یاد بگیریم همیشه فتح و فتوحات مان را به اسم خدا و پیغمبر و امام و ولی فقیه بگذاریم  نه شکست ها و کوتاهی های خود را . که البته همه ی شکست های ما در طول تاریخ به خاطر کوتاهی ما بوده است از "احد" گرفته تا "کربلای 4 " یکبار برای جمع آوری غنائم رفته بودیم و یکبار هم نیت مان را خالص نکرده بودیم و بیشتر به نتیجه فکر می کردیم تا تکلیف . همان اندازه که «الی بیت المقدس» برای ما درس داشت بعد از آزاد سازی خرمشهر ،" کربلای 4 "و شکست تلخ اش نیز درس داشت . در یک عملیات شکست بخوریم تا یاد بگیریم برای تکلیف باید بجنگیم نه برای نتیجه ، خود پیروزی بزرگی است . در فتح خرمشهر هم کم مانده بود در لحظات آخر کار را به نام خودمان بزنیم و اجرش را کم کنیم که این جمله ی زیبا از زبان امام جاری شد که : خرمشهر را خدا آزاد کرد . همچنین در لحظه ای که مغرور از پیروزی بودیم و سر خوش از فتح مثال زدنی خودمان امام به ما آموخت که «فتح خرمشهر فتح خاک نیست ، فتح ارزش های اسلامی است » . و این جمله ی پایانی که گفتم اشاره به وقایع امروز ما و جریان منحرفی که در دستگاه دولتی رسوخ کرده اند و قصد مطرح کردن مکتب ایران در مقابل مکتب اسلام دارد نیز هست . امام با زبان اشاره با ما سخن می گوید که فتح ارزش های اسلامی بهتر از فتح خاک است . چرا که بدن را به روح اش می شناسند و وطن را به دین و آئین اش که اگر اسلام به ما روحیه ی ایثار نداده بود چگونه می توانستیم در برابر دو ابر قدرت شرق و غرب بایستیم و تا امروز مقاومت داشته باشیم ، تا جاییکه خود دشمن به سخن درآمده و مستقیم بگوید که اینان دوبال شهادت و انتظار دارند که این دو به اضافه ی ولایت پذیر بودن شان ، آنها را شکست ناپذیر کرده است . همین چند سطر برای جریان منحرف کفایت می کند که بیاندیشد و دست از جریان سازی و انحراف طلبی ! بردارد که " العاقلُ یَکفی بِالإشاره " . در ضمن نیازی نیست وقتی رادیو اسرائیل دنبال همین جدل های پوچ سیاسی است ما نیز بر خوشحالی این غاصب خون آشام بیافزاییم و شاد کنیم دشمن دیرینه ی خود را ، که شادی دشمن ، ناراحتی دوست را به دنبال خواهد داشت و این دوست که گفتم را شما بخوانید "امام خامنه ای" که این روزها برای ما یادآور علی علیه السلام است در آن روزگار سخن گفتنش با چاه . علی در روزگاری با چاه درد و دل می کرد که هم مالک داشت و هم عمار . اما واقعا علی با چاه چه می گفت که حتی مالک هم تاب شنیدنش را نداشت . امام ما خامنه ای عزیز هم در این دوران هم مالک دارد و هم عمار ، هم سلمان دارد هم مقداد ، اما راز ناگفته اش چیست که اینگونه این روزها پریشان است . از دشمن که انتظاری جز دشمنی نمی رود ، آیا چیزی جز کارشکنی های دوستان انسان را پریشان می کند ؟!