X
تبلیغات
رایتل

اینجا لجمن است

فتح ارزش های اسلامی

"خرمشهر را خدا آزاد کرد" و این یعنی اینکه یاد بگیریم همیشه فتح و فتوحات مان را به اسم خدا و پیغمبر و امام و ولی فقیه بگذاریم  نه شکست ها و کوتاهی های خود را . که البته همه ی شکست های ما در طول تاریخ به خاطر کوتاهی ما بوده است از "احد" گرفته تا "کربلای 4 " یکبار برای جمع آوری غنائم رفته بودیم و یکبار هم نیت مان را خالص نکرده بودیم و بیشتر به نتیجه فکر می کردیم تا تکلیف . همان اندازه که «الی بیت المقدس» برای ما درس داشت بعد از آزاد سازی خرمشهر ،" کربلای 4 "و شکست تلخ اش نیز درس داشت . در یک عملیات شکست بخوریم تا یاد بگیریم برای تکلیف باید بجنگیم نه برای نتیجه ، خود پیروزی بزرگی است . در فتح خرمشهر هم کم مانده بود در لحظات آخر کار را به نام خودمان بزنیم و اجرش را کم کنیم که این جمله ی زیبا از زبان امام جاری شد که : خرمشهر را خدا آزاد کرد . همچنین در لحظه ای که مغرور از پیروزی بودیم و سر خوش از فتح مثال زدنی خودمان امام به ما آموخت که «فتح خرمشهر فتح خاک نیست ، فتح ارزش های اسلامی است » . و این جمله ی پایانی که گفتم اشاره به وقایع امروز ما و جریان منحرفی که در دستگاه دولتی رسوخ کرده اند و قصد مطرح کردن مکتب ایران در مقابل مکتب اسلام دارد نیز هست . امام با زبان اشاره با ما سخن می گوید که فتح ارزش های اسلامی بهتر از فتح خاک است . چرا که بدن را به روح اش می شناسند و وطن را به دین و آئین اش که اگر اسلام به ما روحیه ی ایثار نداده بود چگونه می توانستیم در برابر دو ابر قدرت شرق و غرب بایستیم و تا امروز مقاومت داشته باشیم ، تا جاییکه خود دشمن به سخن درآمده و مستقیم بگوید که اینان دوبال شهادت و انتظار دارند که این دو به اضافه ی ولایت پذیر بودن شان ، آنها را شکست ناپذیر کرده است . همین چند سطر برای جریان منحرف کفایت می کند که بیاندیشد و دست از جریان سازی و انحراف طلبی ! بردارد که " العاقلُ یَکفی بِالإشاره " . در ضمن نیازی نیست وقتی رادیو اسرائیل دنبال همین جدل های پوچ سیاسی است ما نیز بر خوشحالی این غاصب خون آشام بیافزاییم و شاد کنیم دشمن دیرینه ی خود را ، که شادی دشمن ، ناراحتی دوست را به دنبال خواهد داشت و این دوست که گفتم را شما بخوانید "امام خامنه ای" که این روزها برای ما یادآور علی علیه السلام است در آن روزگار سخن گفتنش با چاه . علی در روزگاری با چاه درد و دل می کرد که هم مالک داشت و هم عمار . اما واقعا علی با چاه چه می گفت که حتی مالک هم تاب شنیدنش را نداشت . امام ما خامنه ای عزیز هم در این دوران هم مالک دارد و هم عمار ، هم سلمان دارد هم مقداد ، اما راز ناگفته اش چیست که اینگونه این روزها پریشان است . از دشمن که انتظاری جز دشمنی نمی رود ، آیا چیزی جز کارشکنی های دوستان انسان را پریشان می کند ؟!